خرید بک لینک
یکی از رفتارهایی که میتواند مرز این روابط را مخدوش و جایگاه هر نقش را تغییر دهد دردِدل کردن با کودکان است. این رفتار والدین با فرزند و سخن گفتن از مشکلات عاطفی،اقتصادی و ... با آنها میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به کودک وارد کند.ایسنا در خبری آورده که در این شرایط کودک گرفتار احساس شرم و گناه میکند زیرا نمیتواند مشکلات والدین خود را رفع کند، احساسی که میتواند در فردای بزرگ سالی او را دچار طرح وارههای اشتباه کند.در جهان امروز این رفتار والد یا والدین با کودک را نوعی سوءاستفاده از کودک محسوب میکنند و حتی برخی معتقدند این رفتار در جرگه کودک آزاری قرار میگیرد درواقع نوعی سوءاستفاده احساسی محسوب میشود.آسیب های درددل کردن با کودکاندرد دل کردن با کودک رفتاری است که در رابطه والدین معکوس شکل میگیرد به عبارت دیگر اگر پدرومادر مسئولیت نگهداری ازفرزندان کوچکتر خانواده، آشپزی، رسیدگی به امور منزل را به فرزند خود بسپارند یا همانطور که گفته شد درباره مسائل شخصی یا خانوادگی مانند گلایه از والد دیگر، مشکلات اقتصادی و ... را با او درد دل کنند همگی نشاندهنده والدین معکوس است.به گفته متخصصان درد دل کردن والدین با فرزندان کودکان و نوجوانان میتواند آنها را مبتلا به اختلالات روانی کند. همچنین ممکن است کودک به دنبال قرار گرفتن در چنین شرایطی دچار بلوغ زودرس شود که متناسب با سن او نیست.اگر بخواهیم با والدگری معکوس بیشتر آشنا شویم باید به این مساله دقت کنیم که این نوع والدگری به شکل سوءاستفاده احساسی و روانی از کودک بروز مییابد به این معنا که با دلیل شکننده و آسیبپذیر بودن کودکان و نوجوانان، آنها به حمایت پدر و مادر خود نیاز دارند اما درد دل کردن با آنها باعث میشود که ناگهان او

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1402 ساعت: 11:45

بي اصل و نسَب اگر به جايي برسد كِــي آبِ خنك به بينـــوايي برسد ؟ از بـاغِ خـودش كسـي نچيند ثمَري بي مــايه اگر به كدخــــدايي برسد از صحبتِ ناكســـــان گريزانم من از سُـــفرهِ كركســـــان گريزانم من مــردانِ خـــدا زلال و كـم پيــدايند از خُشـــكِ مقدّســـــان گريزانم من بيداد مكن كه باغ ها مي ميرند مرغِ چمن و كلاغ ها مي ميرند بر پرتو ِ نــور راه تابِش بگشا ورنه همـه چـراغ ها مي ميرند ! در پيشِ سيه دلان ، گهر بي قدر است اين شمعِ شب افروز سحر بي قدر است تا بي هنـــران ســوار مسنـد هستند اي شـــاعرِ بينـوا ! هنـر بي قدر است مازیار نظری

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1402 ساعت: 12:58

رجب برای منتظران چیزی فراتر از ماه آمرزش و استغفار و آمادگی برای ورود به مهمانی بزرگ خدا در رمضان است. رجب که میشود دلهای ما بیتاب و منتظر خروج پرچم هدایتگر یمانی، سردار سپاه امام زمان است. رجب ماه پُر نشانه و امیدبخشِ نزدیکی ظهور است.

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1402 ساعت: 15:54

در یکی از شهرها زنی بود بسیار حسود و همسایه ای داشت به نام "خواجه سلمان" که مردی ثروتمند و محترم بود . زن به خواجه حسادت می کرد و می تلاش می کرد از دارایی ها و آبروی آن مرد شریف کم کند و نام نیک او را نیز از بین ببرد ولی موفق نمی شد .تا سرانجام کمر به کشتن او بست .روزی حلوایی پخت و در آن زهری ریخت .صبح وقتی خواجه خواست از خانه خارج شود زن حلوا را در نانی گذاشت و به خواجه داد و گفت "خیراتی" است ...خواجه چون عجله داشت آن را نخورده به راه افتاد و از شهر خارج شد و در راه به دو جوان بر خورد که خسته و گرسنه بودند او نان و حلوا را به آن ها داد . آن دو حلوا را با خوشنودی از خواجه گرفتند و به محض خوردن مردند .خبر به حاکم شهر رسید . دستور داد خواجه را دستگیر کردند هنگامی که از وی بازجویی کردند و خواجه داستان را بازگو کرد زن را حاضر کردند .چون چشم زن به آن جنازه ها افتاد شیون سر داد و فریاد و فغان به راه انداخت .معلوم شد که آن دو جوان یکی فرزند و دیکی برادر آن زن بودند . آن زن نیز از شدت تأثر و ناراحتی پس از دو روز مرد .

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 12:57

بنده سالها است که از: انهدام بانکها سخن می گویم. از همان زمان که مردم در انقلاب، بانکها را نمی خواستند و مانند سینماها و مشروب فروشیها، آتش می زدند. اما برخی مسئولین مخصوصا حلقه مشهد، آن را نجس می دانند ولی می گفتند: پاک باید بشود. سینما را مثلا پاک کردند! بانکها را هم غسل تعمید دادند. ولی انها نمی دانند که: سگ به دریای هفتگانه بشوی! که چو تر شد پلیدتر باشد، خر عیسی گرش به مکه برند، چون بیاید هنوز خر باشد! برای اینکه ثابت شود که بانکها هنوز: پلید تر از گذشته اند یک سوال: با گذشت پنجاه سال از اسلامی کردن بانکها، چرا وام گیرندگان از بانکها، در زندان ، یا مصادره اموال شده و یا فراری هستند؟ سوالی است که از جناب مستطاب تاج الدینی شد، و ایشان تعجب کردند. اما جواب ان فقط یک کلمه است: چون رباخواری و حرام است. و حرام هم بی برکت. خوب البته جواب فناتیک و امل مابانه است. اما بدانید امل، مخلص ام البنین است: در حجاب و فرزند آوری. می بینید با همین شگرد ها، دست و پای مسئولین را می بندند: و دین اسلام را به مسخره می گیرند. شاید بخواهید روشنفکر بازی در اورید: مانند آقای تاج الدینی از من آمار بخواهید: آمار نمی خواهد، بنده گفتم کلیه وام گیرندگان، لذا باید شما آمار بدهید که: یک نفر وام گرفته و خوشحال است. اما بهر حال این هم آمار: اول خود دولت، ورشکسته ترین بودجه را دارد! فقط برای اینکه از سیستم بانکی استقراض می کرده! یعنی بانکها در باغ سبز نشان می دادند: تا دولت استقراض کند، بعد برای همیشه او را بدهکار بهره، دیر کرد و جریمه! می دانستند. چرا به ارتش یا سپاه حتی: در بحبوبه جنگ وام و ارز نمی دادند؟ برای اینکه می دانستند، این برگشت ندارد. و نمی توانند ارتش را بدهکار و تصاحب کنند. اما دولت را بدهکار و

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 12:57

افزایش سن میتواند فرآیندی مثبت باشد، خصوصا اگر به آنچه برای سلامت شما خوب است، آگاهی داشته باشید و آمادگی پذیرش رویکردها و حتی عادات جدید را در خود ایجاد کنید.

در این مطلب چند دوست که شما را در مسیر سالخوردگی مثبت و سالم همراهمی میکنند را معرفی کردهایم: ۱) فعالیت بدنی؛ ۲) مدیریت وزن؛ ۳) نگرش مثبت و ۴) ارتباط اجتماعی ...

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 12:57

امیدواریم شما یکی از این افراد نباشید۱- غیبت و دخالت در امور خصوصی و شخصی دیگرانیکی از سوژه های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده است عمل زشت غیبت می باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می کنند و یا در میهمانی ها حاضر میشوند عملاً حرفی جز غیبت کردن درمورد دیگران ندارند و با هیجان کامل به این کار مبادرت می کنند. برخی هم به خود اجازه میدهند در حریم خصوصی ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی مورد بپردازند۲- عدم رعایت حق عابرین پیادهدر اکثر نقاط دنیا دیدن یک عابر پیاده در خیابان به معنای فرمان ایست و احتیاط برای راننده مقابل است در صورتیکه در ایران برخی رانندگان به محض دیدن عابر پیاده سرعت خود را بیشتر نموده و بدون لحاظ کردن مسائل ایمنی و حق تقدم با بی رحمی تمام و با ایجاد رعب و وحشت برای عابرین پیاده به مسیر خود ادامه میدهند.۳- حفظ نشانه های نو بودن کالاهمسایه تان اتومبیلی نو خریداری کرده اما بعد از سپری شدن یک هفته هنوز برچسب شماره اولیه که بصورت تکه کاغذی روی شیشه جلو چسبیده است را جدا نکرده و حتی فومهایی که بصورت ضربه گیر در اطراف دربهای ماشین نصب شده است کماکان وجود دارند. دوستتان نیز بعد از گذشت یک هفته هنوز برچسب روی نمایشگر گوشی موبایل جدیدش را جدا نکرده!۴- تنبلی و از زیر کار در رفتنمتوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از یک ساعت و سی دقیقه میباشد که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسئولیتی افراد است. این امر باعث نارضایتی ارباب رجوع، پایین آمدن کارایی و بهره وری و در کل کاهش پیشرفت ملی خواهد شد.در اغلب شرکتها، ادارات و سازمانها اینگونه باب شده که کسی زرنگ و با ذکاوت است که تا حد امکان از انجام مسئولیتهایش شانه خالی ک

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 15:38

مهندس برق، مکانیک، شیمی و کامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت بودن که ماشین خاموش میشه

مهندس برق: مشکل از اتصالاتو سیم کشیاشه
مهندس مکانیک: مشکل از میل لنگشه
مهندس شیمی: نه، ایراد از روغن موتوره


مهندس کامپیوتر: پیاده شیم، سوار شیم شاید درست شده باشه!!

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 15:38

'می خواهید در آینده چه کاره شوید؟الگوی شما کی است ؟...' و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکهچه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید.انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزارها بار تکرار شده اند، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده است.یک دانش آموز نوشته بود : من دوست دارم مهندس هوا و فضاشوم ولی پدرم می گوید ام.وی.ام بهترین رشته دنیا است و خیلیپول دارد... حتما منظورش MBA است. دانش آموز دیگری نوشته بود :دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگرآشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد و... ولی اعتراف می کنم ازهمه تکان دهنده تر انشاء یک دختر 10 ساله بود که نوشته بود : ' می خواهم فـاحـشــه بشوم ' .شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده است...از متن انشاء:..... خوب نمی دانم که فـاحـشــه ها چه کار می کنند ولی به نظرمشغل خوبی است. خانم همسایه ما فـاحـشــه است .این را مامانگفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم .شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتباست . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد .ولی مامان همیشه معمولی است. مامان خانم همسایه را دوست ندارد. بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست.ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانمبیرون آمد. گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد .مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فـاحـشــه ها هم کارشان شبیهمهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود. فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من

برچسب: نویسنده: یگانه اسدی تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 15:38

صفحه بندی